عبد الباقى گولپينارلى ( مترجم : توفيق سبحانى )

79

مولانا جلال الدين ( زندگانى ، فلسفه ، آثار وگزيده اى از آنها ) ( فارسى )

گفتهء او با مآخذ تاريخى مطابقت نمىكند « 1 » . گمان مىكنيم كه اين شجره نيز براى كسب احترام جعل شده باشد . لقب " سلطان العلماء " به دنبال نام بهاء الدين محمد و همچنين كلمهء " سلطان " كه پيش از نام فرزند مولانا جاى گرفته است ، در اين امر نبايد بىتاثير باشد . بديهى است كه بين صوفيان افرادى زيادى به نام " شاه " و " سلطان " خوانده شده‌اند و آنان از اين القاب تنها سلطنت معنوى را اراده كرده‌اند . سپهسالار ، سلسله طريقت بهاء الدين ولد را به واسطهء جدش احمد خطيبى به احمد غزالى و از او به ابو بكر نساج و از وى به محمد نساج و از او به ابو بكر شبلى و بالاخره به جنيد مىپيوندد . سلسلهء انساب بعد از جنيد معلوم است « 2 » . افلاكى به سلسلهء مزبور بعد از نام احمد خطيبى ، اسم شمس الائمه را مىافزايد و بدين واسطه سلسلهء طريقت وى را به احمد غزالى مىرساند « 3 » . احمد غزالى در سال 517 ه / 1123 م وفات كرده و شمس الائمه سرخسى در 483 ه / 1090 م يا 501 ه / 1106 م درگذشته است . از نظر زمانى سلطان العلماء نمىتواند به احمد غزالى منتسب باشد . زيراكه وى در سال 628 ه / 1230 م « 4 » وفات كرده است . احمد غزالى هم به شمس الائمه سرخسى - كه به صوفى بودنش در هيچ مأخذى اشاره نشده - نمىتواند بپيوندد . ازاين‌رو گفتهء كسانى كه سلطان العلماء را از خلفاى نجم الدين كبرى - مقتول در فتنهء مغول به سال 618 ه / 1221 م - مىدانند ، به حقيقت نزديك‌تر است « 5 » . سپهسالار مىنويسد : " محمد بهاء الدين در محروسهء بلخ متمكن و از اقصاى خراسان فتاوى مشكل به حضرت او آوردندى و او را از بيت المال مرسومى معين بود ، كه به امر شريعت معيشت از آنجا فرمودى و هرگز از وقف چيزى تصرف نكردى و در لباس و زى دانشمندان بودى . هر روز اول صبح تا بين الصلاتين خلايق را درس

--> ( 1 ) زندگانى مولانا جلال الدين ، فروزانفر ، ص 7 - 6 ( 2 ) رسالهء سپهسالار ، ص 9 ( 3 ) مناقب العارفين ، ج 2 ، ص 998 ( 4 ) تاريخ ميلادى در متن به خطا 1213 م چاپ شده است . - مترجم ( 5 ) نفحات الانس ، ص 457